«تل‌آویو» و «بیروت» در بهت/ تشریف بیاورید دستگیرتان کنیم!

به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، چند روز پیش تعداد ۵ تن از اسرای لبنانی که توسط گروه تروریستی جبهه النصره به اسارت درآمده بودند مبادله شده و به خاک کشورشان بازگشتند. حزب الله لبنان در طول کارنامه درخشان خود پرچمدار انجام مبادله موفق است. بدون شک می توان گفت مهم ترین مبادله اسرا در سالهای اخیر مبادله ای بود که طی آن حزب الله توانست تعدادی از اسرای خود را که سالها در بند رژیم صهیونیستی بودند آزاد کنند که در بین آنها سمیر قنطار نیز حضور داشت. انجام این مبادله عقبه جالب و خواندنی ای دارد که به مناسبت مبادله چند روز گذشته بد ندیدیم که گوشه ای از کارنامه درخشان حزب الله را بازخوانی کنیم. آنچه پیش روی شماست قسمت سوم بازخوانی این واقعه جالب است.

چند روز پس از عملیات اسیرگیری، افسران اسراییلی از درگیر شدن سه سرباز با قاچاقچیان مواد مخدر خبر دادند. تحقیقات رسمی ارتش این موضوع را منتفی اعلام کرد اما مردم خشمگین شدند و ژنرال ها را به قصور و کوتاهی متهم کردند.

یعقوب آویتان پدر سرباز آدی آویتان: ساختن و پرداختن شایعه آسان است اما از بین بردن آن بسیار سخت است. تفکری وجود دارد که می‌گوید: بهتر است چشمانت را خوب باز کنی تا به تو تهمت ناروایی وارد نشود. از تک تک سربازان گرفته تا رییس ستاد ارتش می دانستند که این موضوع شایعه است.

اتباع اسراییلی که فرزندانشان در بند بودند در این زمان تلاش خود را بر روی بازگرداندن فرزندانشان توسط ارتش متمرکز کردند و از همان ایام فشارهای وارده بر حکومت برای آغاز مذاکرات تبادل اسرا افزایش پیدا کرد.

ابراهیم الامین روزنامه نگار لبنانی: منطق زور و قدرت که اسراییلی ها آغاز کننده ی آن بودند اثر منفی اش مستقیما متوجه مردم عادی و غیرنظامی بود. طرف مقابل هم توانست پا به پای او حرکت کند و همان طور رفتار نماید اما علی رغم این که مقاومت افرادی را اسیر و افرادی را کشته بود ولی ابعاد و نتیجه آن در حوزه و چارچوبی انسانی محدود ماند.

پس از اسارت سه سرباز، اسراییل با واقعیت منطقه ای جدیدی مواجه شد ولی کار به این جا ختم نشد. همه در برابر حادثه ای دیگر قرار گرفتند حادثه ای پیچیده تر و خطرناک تر بود.

یک هفته پس از اسارت ۳ سرباز اسراییلی در شبعا تلوزیون اسراییل اعلام کرد: در اسراییل سیاسیون و خبرنگاران مشغول جمع آوری اخبار مفقودان اخیر بودند اما حادثه ای که در نوع خود استثنایی بود تل آویو را مانند بیروت در شگفتی فرو برد.

سرهنگ اطلاعاتی دشمن چهارمین اسیر در چنگ مقاومت اسلامی. دبیرکل حزب الله به اختصار این خبر را اعلام نمود و فرماندهان صهیونیستی به جزئیات مشغول شدند.

 

سید حسن نصرالله: ۱۵/۱۰/۲۰۰۰ افسری با درجه سرهنگی در ارتش اسراییل که با موساد کار می کند مدت زمانی طولانی در تلاش برای رخنه به سطوح بالای حزب الله بود که تحت تعقیب امنیتی قرار گرفت و با یک نقشه هوشمندانه قدم به قدم به لبنان کشیده شد و با پای خود به لبنان آمد.

تلوزیون اسراییل سال ۲۰۰۴ اعلام کرد: عملیات اسیرگیری دیگر به یک شکل محدود نبود. راه و روش های مختلفی وجود دارد که به همان نتیجه می‌رسد. حنان تننباوم سرهنگ احتیاط ارتش اسراییل است. او در ۲۳ اکتبر سال ۲۰۰۰ از تل آویو به اروپا سفر کرد و اصلا فکر نمی کرد که غیبتش چنین طولانی خواهد شد.

سید حسن نصرالله: عملیات به اسارت گرفتن تننباوم فقط چند ماه طول کشید یعنی وقت زیادی نگرفت. آغاز پروژه به پیش از آزادی جنوب لبنان بر می‌گشت. لذا در سال آزادسازی تماس اولیه با وی انجام شد. اما بعد از آزادسازی این تماس ها جدی تر شد زیرا ما روی دو مسیر کار می‌کردیم. مسیر اول، رسیدن به تننباوم و مسیر دوم انجام عملیات اسیرگیری در مزارع شبعا.

رسانه های اسراییلی به سرعت خبر را تایید کردند و پس از آن سوال ها شروع شد. تننباوم چگونه گرفتار اسارت شد و چرا؟ سیستم اطلاعاتی حزب الله از یک طرف از ارتباط تننباوم با صنایع نظامی خبر داشت و از طرف دیگر وابستگی او را به ارتش اسراییل می‌دانست همچنین اطلاعات مفصلی از وضعیت شخصی و مالی وی داشت.

سید حسن نصرالله: بعد از این که اطلاعات و داده ها در مورد این مرد کامل شد نقشه ای هم برای جذب او طراحی شد. برنامه این بود که به او گفته شود تو می توانی از طریق تماس با یکی از مسئولین اصلی حزب الله اطلاعاتی حساس و دقیق درباره  خلبان اسراییلی رون آراد به دست بیاوری. انگیزه های تننباوم هر چه که بود چه امنیتی و چه ملی و چه مالی، هم چنان که بعدا هم گفت و یا تلفیقی از ملی و مالی برای ما مهم نبود. آن چه که برای ما اهمیت داشت این بود که ایشان به لبنان تشریف بیاورد تا ما او را دستگیر و بعد مبادله کنیم.

 

دانی یانوم رییس سابق موساد: برای من داستان تننباوم بسیار عجیب است. وقتی من فرمانده لشکر بودم او تحت امر من بود. در آن موقع تننباوم ستوان احتیاط بود و بعد از آن هم در واحد توپخانه سروان احتیاط شد و زیر نظر من خدمت می‌کرد. او افسر بسیار خوبی محسوب می‌شد…! افسری که تمام توانش را در مسئولیت های نظامی اش به کار می‌بست. و در دیگر پست های نظامی مختلف ما زحمات او را بسیار تقدیر می‌کنیم. او خیلی مورد قبول ما بود. ما حقیقت ماجرای او را نمی دانستیم. او در کنار کارهای نظامی موفق خود زندگی خصوصی بسیار ناموفقی داشت. ما حس می‌کردیم در مقابل یک مرد بسیار محکم ایستاده ایم. او با مجلل ترین ماشین می آمد و دائم از کارهای تجاری بزرگ خود تعریف می‌کرد.

قیس عبدی جوانی از روستای عرب نشین طیبه در اسراییل است پدربزرگ او نماینده حزب کار اسراییل بود. قیس عبید به تجارت جواهر مشغول بود. او در سال ۲۰۰۰ به قاچاق اسلحه برای فعالان انتفاضه متهم شد. او با اطلاعات اسراییل در تماس بود و آنها به وی هشدار دادند که مبادا با طرف مخالف اسراییل تماس داشته باشد. قیس با تننباوم در خانه اش آشنا شد و از دوستان نزدیک او گردید و کارهای تجاری مختلفی را به وی پیشنهاد داد.

سرهنگ حنان تننباوم اسیر سابق اسراییلی: قیس پیش من آمد و گفت پیشنهاد خوبی دارم که زندگی تو را دگرگون می‌کند. این چه کاری بود که تمام مشکلات اقتصادی من را حل می‌کرد؟ و هیچ منع قانونی هم نداشت و در ضمن هم مصالح دولت اسراییل را تامین می‌کرد هم منافع شخص مرا؟

تا آن موقع حزب الله پیگیر معامله ی بین قیس عبید و تننباوم بود اطلاعات اسراییل هر دو نفرشان را زیر نظر داشت.

سرهنگ حنان تننباوم اسیر سابق اسراییلی: خانواده قیس دوستی به نام «کاید برو» داشت که هم خودش و هم پدرش به جرم جنایی و همچنین تجارت مواد مخدر در زندانی در اسراییل بودند.

یک عنصر اطلاعاتی برجسته اسراییل با برو صحبت کرد و برای او توضیح داد که اگر اعضای خانواده اش موفق شوند که اطلاعاتی را درباره پرونده نظامی گمشده، رون آراد به دست بیاورند و این اطلاعات خوب باشد آن ها هر دو (پدر و پسر) را آزاد خواهند کرد.

سرهنگ حنان تننباوم اسیر سابق اسراییلی: کاید برو موافقت کرد و بعد از چند هفته اطلاعاتی را برای قیس آرود. وی دقیقاً آنها را برای من نقد کرد و گفت که ارتباط خوبی با حزب‌الله برقرار کرده و شخصی به نام ابوعلی می‌شناسد که در یکی از پست‌های نگهبانی حزب‌الله در ضاحیه کار می‌کند و این فرد در مقابل پول آماده ارائه اطلاعاتی راجع به آراد است ولی به افسر اطلاعاتی اعتماد ندارد. قیس آمد پیش من و گفت چرا آن افسر اطلاعاتی تو نباشی، پیشنهادهای نقدی بسیار بالایی به من کرد. ابوعلی دو میلیون دلار می‌خواست که قرار بود یک میلیون برای خودش باشد و یک میلیون دیگر هم بین من و قیس تقسیم شود. 

تننباوم بر اساس توافق انجام شده به بروکسل سفر کرد اما آنجا از تغییرات ایجاد شده در نقشه غافلگیر شد.

سرهنگ حنان تننباوم اسیر سابق اسراییلی: من در بروکسل با کاید برو آشنا شدم و او گفت ابوعلی اطلاعاتی دارد که نشان می‌دهد رون آراد هنوز زنده است و در ضاحیه یک پایگاه وابسته به حزب‌الله زندانی است که او محل آن را می‌شناسد. برو گفت: که او آدم موفقی است و عکس و آخرین اطلاعات رون آراد را دارد و نمی‌تواند آزادانه با این مدارک رفت و آمد کند. به همین دلیل برو یشنهاد کرد که ما برای ملاقات با ابوعلی به لبنان سفر کنیم. 

سید حسن نصرالله: او اصرار می‌کرد که ملاقات با این عضو حزب‌الله در یک کشور اروپایی باشد اما ما گفتیم که نمی‌پذیریم. این تو هستی که به این اطلاعات احتیاج داری اطلاعات هم بسیار مهم است پس باید به بیروت بیایی. 

تننباوم موافقت کرد که به بیرون بیاید چیزی که باعث امنیت خاطر نسبی او شد اقدامات خانواده‌های قیس و کاید برو در اسرائیل بود، اما تننباوم نمی‌دانست که حزب‌الله خانواده قیس عمید را هنگام سفر تننباوم به بروکسل از اسرائیل خارج کرده است. بسیاری نمی‌دانستند که تننباوم یک روز قبل از عملیات شبعا به بیروت رسید. 

سرهنگ حنان تننباوم اسیر سابق اسراییلی: من با پاسپورت اسرائیلی به بیروت سفر نکردم بلکه با یک پاسپورت جعلی به آنجا رفتم، خلاصه این من و کایدبرو روز ۵ اکتبر سال ۲۰۰۰ از بروکسل حرکت کرده و قبل از بامداد روز ۶ اکتبر وارد بیروت شدیم. برو من را با یک ماشین خصوصی به یک واحد آپارتمانی که فکر می‌کنم در جنوب بیروت بود، منتقل کرد. از لحظه‌ای که وارد این خانه شدم  زندگیم سیاه شد.

تلویزیون اسرائیل در این رابطه اینگونه توضیح می دهد: در این هنگام تعقیب و گریز دیگری بین اطلاعات اسرائیل و اطلاعات حزب‌الله در شهر هانوفر آلمان شکل گرفت وقتی خانواده قیس به شهری که برادر قیس که دکتر بود در آنجا زندگی می‌کرد رسید، اسرائیلی‌ها خانواده‌ها را برای چند روز تعقیب کردند، اما پیش از اینکه اتفاق پیش‌بینی نشده بیفتد خانواده‌ها ناپدید شدند و از همان روز هم دیگر نه از قیس عبید خبری شد نه از کاید برو.

آمدن تننباوم به بیروت سال‌های زیادی پدید آورد. از جمله اینکه او واقعاً چطور به لبنان رسید و مسئولیت سیستم‌های امنیتی اسرائیل که در قبال آن افتاد چه بود او اخبار و اطلاعات حساسی دارد جدال بر سرحقیقت عملکرد تننباوم و اطلاعات حساسی که دارد و اینکه آیا آنها برای حزب‌الله فاش کرده یا نه تداوم یافت. دوستانش می‌گویند او فقط چند روز قبل از سفر به لبنان در یک مانور سری ویژه شرکت داشت. 

سید حسن نصرالله: در هر شرایطی سیاست ما این است که نگوییم تننباوم چه چیزهایی به ما گفت اما در هر حال هر کس که حزب‌الله را می‌شناسد و هر کس که اننباوم و غیر تننباوم را می‌شناسد خوب می‌داند که تننباوم نمی‌تواند حزب‌الله را گمراه کند و فریب دهد. اطلاعاتی که حرب‌الله از تننباوم  گرفت بهتر است سری بماند تا وقتی دیگر. 

رونین برگمن روزنامه نگار: روزنامه‌نگار اسرائیلی مسئله حنان امنیتی بود برای دانستن اینکه او برای حزب‌الله راجع به اطلاعات سری‌اش اعتراف کرده یا نه، فشارهای زیادی از سوی  سازمان امنیتی و رئیس حکومت اعمال شد و برای برگرداندن سرهنگ و حل این مسئله هر کاری که می‌تواند صورت دهد. 

در مقابل حزب‌الله تنها این نکته دستگیر اسرائیل شد که فهمید تعداد اسرای در دست حزب‌الله به ۴ نفر رسیده است و هیچکس چیزی بیشتر از این در مورد آنچه برای سرهنگ اتفاق افتاده بود نمی‌دانست. 

برگرفته از تلویزیون اسرائیل: به مرور زمان فشارهای مردمی افزایش یافت و افکار عمومی از حکومت خواست که مذاکره برای اسرا را شروع کند. 

سید حسن نصرالله: قبل از عملیات اسیرگیری در مزارع شبعا هیچ گروهی به مسئله اسرا اعتنایی نداشت نه سازمان ملل و نه هیچ کشور دیگری، در نتیجه هیچکس فرستاده و نماینده‌ای برای این قضیه نداشت اما بعد از عملیات اسیرگیری در مزارع شبعا گروه‌های فراوانی سعی کردند وارد مذاکره شوند و به این قضیه توجه کردند. از جمله این‌ها دبیرکل سازمان ملل بود. 

برگرفته از تلویزیون اسرائیل: علاوه بر صلیب سرخ سازمان ملل هم پیشنهاد میانجی‌گری را داده بود اما اسرائیل جریان عمد را بعد از چند ماه متوقف کرد و سربازان سازمان ملل در لبنان را متهم به مصاحبت با حزب‌الله در عملیات اسیرگیری کرد. 

ژیا مینکو دیپیکو مشاور دبیرکل سازمان ملل در مأموریت‌های ویژه: بعد از چند ماه حکومت جدید اسرائیل وساطتت طرف آلمانی را در سازمان ملل ترجیح داد ما باید به این تصمیم احترام بگذاریم چون هدف گرفتن جایزه نیست بلکه انتخاب بهترین طرف برای حل این مسئله انسانی است. خیلی ها برای میانجی گری اعلام آمادگی کردند؛ انگلیس، روسیه، فرانسه، سوئیس، ژاپن، اتریش و ایتالیا. حزب الله پیشنهاد انگلیس را رد کرد و اسراییل هم دیگران را قبول نکرد. قبل از اینکه هر دو طرف میانجی گری آلمان را بپذیرند.

سرتیپ گیل ریف مسئول سابق نیروی انسانی ارتش اسراییل: آن ها (آلمان‌ها) تعهد، شفافیت و واقع بینی دارند و مذاکره را با جدیت دنبال می‌کنند بدون آن که نسبت به یکی از طرف ها احساسات و عواطف نشان بدهند. بین ما و حزب الله حساسیت های فوق العاده ای وجود دارد. ما نیازمند یک واسطه واقع بین هستیم.

سید حسن نصرالله: آلمانی ها در این کار سابقه دارند. در سال ۱۹۹۶ تجربه ای را با آن ها داشتیم و بین ما و آنها آشنایی وجود دارد. وقتی که بعد از منتفی شدن میانجی گری دبیرکل سازمان ملل وساطت آلمانی ها پیشنهاد شد ما بلافاصله موافقت کردیم چون از اول هیچ گونه منفی بافی و محافظه کاری نداشتیم. اسراییلی ها هم موافقت کردند و وارد عمل شدیم.

مذاکره حول چه محوری صورت خواهد گرفت؟ اولویت برای اسراییل اطلاع از سرنوشت سه سربازش می باشد. و این که آیا آن ها زنده اند یا مرده؟ اینگونه تلقی می شد که اساس مرحله ی بعدی دانستن این مسئله خواهد بود.

سید حسن نصرالله: ما از آن جا شروع کردیم که آن ها فقط پیکر شهدایمان را به ما بدهند، بدون هیچ اسیری. بعد از چند ماه مذاکره آن ها مطرح کردند که تنها لبنانی هایی را آزاد می‌کنند که خودشان انتخاب کنند و ما نمی توانیم نام آن ها را مشخص کنیم. آن ها با این که مبادله شامل افراد فلسطینی و یا عرب دیگر هم باشد مخالفت کردند.

حزب الله به اهمیت اطلاعات درباره ی سرنوشت سربازان برای اسراییل واقف بود. و از آغاز برای رسیدن به اهداف خود نقشه ای را طرح کرد.

سید حسن نصرالله: ما سرنوشت آن ها را مخفی نگه داشتیم نه فقط برای این که کشته شده بودند بلکه اگر زنده هم بودند مسئله را پنهان می‌کردیم چون تجارب مذاکرات گذشته نشان می دهد که در مقابل ارائه اطلاعات می توان تعدادی از اسرا را آزاد کرد. پس برای چه اطلاعاتی می توان بابت آن بهای انسانی گرفت. مجانی تقدیم کنیم؟ به همین دلیل چنین تصمیمی اتخاذ شد.

تیمور گوکسیل سخنگوی سابق نیروهای یونیفل در لبنان: حزب الله برای اولین بار بود که سه سرباز را دستگیر می‌کرد. آن ها از اول می دانستند که اگر اعلام کنند سربازها کشته شده اند در جریان مبادله از ارزش و قیمت آن ها کاسته می شود. بله قساوت آمیز است. من آن چه را که اتفاق افتاد تایید نمی کنم اما آن را در چارچوب مذاکرات درک می کنم. آن ها می خواهند مبادله انجام شود و بیشترین سود ممکن را از آن کسب کنند.

«معلوق» خانواده های اسرا را به یک گروه فشار علیه حکومت تبدیل کرده است و از حمایت سیاسیون و رسانه ها هم برخوردار گردیده است. این مسئله به یک عامل فشار بر عملیات مذاکره تبدیل شد.

رونین برگمن روزنامه نگار اسراییلی می‌گوید: این امر به قدرت رسانه ها و گستره ی نفوذ آن ها بستگی دارد. در مورد خانواده های سربازان اسراییلی و خانواده تننباوم که خانواده ها درک کردند که اگر برای عزیزان خود کار کنند قدرت عظیمی را در دست خواهند داشت.

تیمور گوکسیل سخنگوی سابق نیروهای یونیفل در لبنان: این سه نفر به سمبل یک مسئله ملی تبدیل شدند. برای تجدید روحیه خانواده ها یک سری گروه های فشار تشکیل دادند تا قضیه آن ها زنده بماند. در موارد مشابه قبلی رسانه ها هیچ اقبالی نشان نمی دادند. معنی اش این است که خانواده ها موفق شدند این قضیه را به چیزی تبدیل کنند که حکومت را تحت فشار فراوانی قرار دهد.

با نزدیک شدن زمان انتخابات نیاز مبرم ایهود باراک برای تسریع عملیات مبادله آشکار گردید. او آماده بود تا بهای بیشتری بپردازد و بعضی از خواسته های حزب الله را بپذیرد و آزاد کردن تعداد بیشتری ا زاسرای لبنانی و گروهی اسیر فلسطینی را هم به لیست مبادله اضافه کرد به علاوه یک شهروند آلمانی. اما این بار حزب الله موافقت کرد.

سید حسن نصرالله: ما قبل از انتخابات به رقم ۷۵ اسیر فلسطینی رسیده بودیم اما به دلیل نیاز انتخاباتی باراک تا رقم ۲۰۰ نفر رسیدیم اما باز هم ما قبول نکردیم و بش از این تعداد خواستیم. او هم قبول نکرد. انتخابات انجام شد و باراک شکست خورد.

آریل شارون به ریاست حکومت رسید و از آن روز مذاکرات وارد کما شد. دیگر کسی نبود که به توافق سریع نیاز داشته باشد. برخلاف آن چه در اسراییل می‌گذشت در لبنان کسی تحت فشار نبود و نیازی به مانور دادن نبود. پرونده تنها در اختیار حزب الله بود البته حکومت در جریان آن چه اتفاق می افتاد قرار داشت اما خارج از دایره تصمیم گیری بود.

ابراهیم الامین رونامه نگار لبنانی: در لبنان صرف نظر از مقاومت اسلامی دولت دغدغه ای واقعی به نام اسرا ندارد نه خانواده ها می توانستند به حکومت فشار بیاورند و نه نیروهای سیاسی. به این ترتیب مقاومت جایگزین دولت و سازمان های مدنی شده بود. چه از لحاظ تحت پوشش اجتماعی قرار گرفتن خانواده اسرا و چه از لحاظ تبلیغ قضیه آنان در رسانه ها و چه در میدان عمل برای آزادیها.

نگرانی خانواده اسرای اسراییلی را فرا گرفت. اما آن ها تسلیم نشدند و طرح های دیگری را عملی کردند. آن چه یعقوب آویتان انجام داد یکی از آن طرح ها بود.  وی یک بنای یادبود برای پسرش بنا کرد.

یعقوب آویتان پدر سرباز آدی آویتان: یکی از ایده ها این بود که این یادبود گویای داستان ربودن سه سرباز باشد چون ما درک کرده بودیم که باید جریان را در حد بالایی از توجه افکار عمومی اسراییل و جهان نگه داریم. کاری که آن جا انجام دادیم این بود که طی این مدت به مکان یادبود بیاییم و داستان ربودن اسرا را برای مردم بگوییم و این مکان را زنده نگه داریم.

یعقوب آویتان هم مثل خانواده های دیگر سربازان وقت زیادی را برای شرح داستان پسرش برای مردم صرف کرد و آن ها را به منزل خود دعوت می‌کرد. او حتی به خارج از کشور سفر کرد و سخنرانی های زیادی ایراد نمود. در مکانی دیگر خانواده آوراهام، بنای یادبودی برای پسر خود ایجاد کرد. روند مذاکرات بسیار ضعیف شده و حکومت به دلیل آغاز انتفاضه فلسطین مسائل زیادی را از الویت خارج کرد.

اورات آورهام خواهر سرباز بنی آورهام: در حالی که انتفاضه دوم جریان داشت سرابازانی بودند که کسی از جای آن ها خبر نداشت جز اینکه در لبنان اند و از چشم و دل دورند اگر حرکتی نکنی و آن ها را به یاد نیاوری و نگویی که هنوز زنده هستند و نخواهی بدانی کجا هستند.

ادامه دارد…

انتهای پیام/ب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *